پرنده مهاجر
از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود ...
عشق در اين كار و بار صحنه ايام ماست عاشق دلخسته را شوق وصال كه راست شوق در جان دميد صحبت ياران رسيد در طلب عشق او نوبت جانان رسيد ثانيه روزگار در عشق او تپيد صحنه ايام ما در جهت جان رسيد عشق آشفته گشت در پي رندان ما غافل از يك قطره اي در دل درياي ما صحبت او را رسيد حسرت فرياد ما هوش بي هوش شد امروز فرداي ما شمس بي نور گشت قافله سر گشته بود در طلب جام او كشته در راه بود . تیک تاک ثانیه ها در عبور در پس آرامش صدای فریاد دقیقه ها آبستن آبستن حادثه ها حادثه در اتفاق حادثه در اخفاء جامعه تاریک آینده مبهم صدایی لرزان نگاهی در اغماء سخنی بر لب ها دستی دراز در برابر خزان به امید سخاوت یک برگ چنار راه ها ، بی راه روشنی ها ، ضمنی اظطرابی بیمار نگاهی شکاک چشمان یک کودک خیره بر دست زمان تیک ، تاک تیک ، تاک چرخش یک سیب در دست زمان ! ! ! ![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |


