تبليغاتX
پرنده مهاجر




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


پرنده مهاجر

از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود ...

وصيت نامه داريوش كبير

كتيبه

براي خواندن اين وصيت نامه به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
نوشته شده در 87/11/15ساعت 8:20 AM توسط مرضیه ( باران )| |

پشت پنجره ايستاده

با خود زمزمه ميكند :

باز هوا سرد است ،

باز يك شب سرد زمستاني است .

فنجان قهوه ،

در حسرت دانه هاي برف در سوزش

لب فنجان كه با طعم دانه هاي برف زنده مي ماند

ولي برفي كه با اولين بوسة فنجان

مي ميرد .

و باز مي ماند فنجان

در حسرت آغوش برف

فنجان قهوه را بالا كشيد

و فال قهوه بود

كه دانة برف شد ، با يك تعبير عاشقي

و دوباره فنجاني ديگر

حسرتي ديگر

بوسه اي ديگر .

باز هوا سرد است

باز يك شب سرد زمستاني است .

بدون طپش هاي قلب يك مسافر

بدون رد پاي يك آشنا

دريچه اي كه نا تمام بسته مي شود

و نور شمعي كه در دريچة روبرو خاموش مي شود

و همچنان فنجاني كه در حال سوزش است

با خود همچنان ميگويد :

باز هوا سرد است ،

باز يك شب سرد زمستاني است ...

نوشته شده در 87/11/01ساعت 6:18 PM توسط مرضیه ( باران )| |


Design By : Night Skin