
عشق آمد و شولای سبزش را روی دلم کشید
دلم بیدار شد
جوانه زد
شکوفه داد
و خندید.
بی آنکه حدس زده باشم
مبتلا شدم به عشق
مبتلا شدم به ...
×× جبران خلیل جبران ××
دلم بیدار شد
جوانه زد
شکوفه داد
و خندید.
بی آنکه حدس زده باشم
مبتلا شدم به عشق
مبتلا شدم به ...
×× جبران خلیل جبران ××
- فانوس کیمیاگری
- نرگسی
- خشونت دنیا یادم داد دوست بدارم
- راهب نور
- اشتراک افکار و دیدگاه ها
- نیلوفرانه
- نوشته ها
- دلخوشی های یه بجه اسب آبی کوچولو
- یکی از رهگذران آسمان
- ندای آسمانی
- حرف های دل
- شعرها و نوشته های من
- توسعه سینما
- اللهم عجل لولیک الفرج
- انجمن شاعران جوان
- اشكوت
- نوشته بر باد
- هنر و مردم
- خسته و دربدرشهرغمم شبم ازهرچي شب سياهتره
- مثل دريا
- من از آن روز كه در بند توام آزادم
- ابر سفيد
- سبکی مطلق
- دوچرخه سوار
- زيبا ترين شعرهاي عاشقانه
- باغ سیب
- پرواز
- زندگي
- عشق بي پايان
- وبلاگي عاشقانه
- هميشه باروني...
- ajna
- محمد محسن موسوي
- شاسوسا ! شبيه تاريك من...
- شعر
- موزیک برای وبلاگ
- مسافر گمشده آسمان
- ادبیات و موسیقی و هنر
- قالب های نایت اسکین
