تبليغاتX
پرنده مهاجر - هجران...




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


پرنده مهاجر

از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود ...

اي خدا ، اين وصل  را هجران مكن

سرخوشان عشق را نالان مكن

باغ جان را تازه و سرسبزدار

قصد اين مستان و اين بستان مكن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

خلق را مسكين و سرگردان مكن

بر درختي كاشيان مرغ تست

شاخ مشكن ، مرغ را پران مكن

جمع و شمع خويش را برهم مزن

دشمنان را كور كن ، شادان مكن

گرچه دزدان خصم روز روشنند

آن چه مي خواهد دل ايشان ، مكن

كعبه اقبال ، اين حلقه ست و بس

كعبه اميد را ويران مكن

نيست در عالم ز هجران تلخ تر

هر چه خواهي كن ، و ليكن آن مكن

" مولانا "

نوشته شده در 88/02/17ساعت 12:16 PM توسط مرضیه ( باران )| |


Design By : Night Skin